الشيخ حسين المظاهري

35

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

امضاء ، و اقتصادى كه با اين آزادى منافات نداشته باشد وضع كرده است . ج - مواسات : اسلام افراد جامعه را اعضاء يك بدن واحد مىداند و به همين جهت به مواسات و مساوات ميان آنها معتقد است ، و اقتصاد اسلام نيز مشمول اين مساوات است . د - اخلاق : اسلام تجلى انسانيت را در اخلاق مىداند ، و افرادى را كه به اخلاق پشت كرده‌اند از حيوان پست‌تر مىشمارد ، و معتقد است جامعه‌ى بىاخلاق و نامهذب در معرض سقوط و بدبختى است ، لذا براى آنكه پايه‌ى محكمى براى نظامات مالى و غيرمالى خود بنا كند به تهذيب اخلاق بسيار توجه و تأكيد كرده است ، و بيشتر قرآن شريف به اين موضوع مهم مربوط مىشود . ه - ايمان به مبدأ و معاد : اسلام اين جهان را وسيله و پلى براى جهان ديگر و براى رسيدن به سعادت ابدى معرفى مىكند . اسلام مدبر حكيم و آگاه و عادلى را بر اين جهان حكمفرما مىداند و اقتصاد خود را نيز بر اين پايه قرارداده است و آن را ضامن اجرأ قوانين ، و از جمله قوانين اقتصادى خود مىشناسد . و - بشر دوستى : از پايه‌هاى اصيل اقتصاد اسلامى ، بشردوستى است و اسلام معتقد است اگر محبت و و داد در جامعه‌اى حكمفرما شود اقتصاد سالم نيز در آن جامعه برقرار مىگردد محبت و ديگر دوستى در جامعه ، فقر فردى و اجتماعى ، اختلاف طبقاتى ، داد وستدهاى زيان بخش ، زورگويى ، جنگ و جنايت ، رباخوارى و مكيدن خون ديگران را از ميان برمىدارد . ز - كار : اسلام اساس اقتصاد را برپايه‌ى كار و كوشش بنا كرده و اقتصاد عالى را مرهون كار مىداند ، و متقابلا بدبختى فردى و اجتماعى را از عواقب تنبلى و اتلاف و عياشى و اسراف و تبذير